راز عشق را فاش کردم .......
معجزه ی مهرم را انکار کردی.....
چشم های آسمان را به رویت باز کردم............
دیدن خورشید را برایم تار کردی....
تک درخت پشت سراب فقط من بودم و بس اما تو نبودی شاید هم بودی و
ندیدی که تالار بلند قلبم فقط فرش عشق تو را میخواست.واژه های من
همه سبزبودند و من این سبزی را از عشق به نگاهت و گوش سپردن به
صدایت وام گرفته بودم اما اکنون زندگیم را میسپارم به لیلای زندگیت.....
نوشته شده توسط زهرا در سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 9:32 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
مسعود جون
عشق عشق لاتی(سعید)
خون گریه(مهران)
سمانه
پسر عاشق
محله ی بنده نواز(اقا میثم)
کلبه ی سکوت(دیانا)
صدتن عشق ( ایدا و نسرین جون)
سال های سبزعاشقی(اقا محمد)
مشق عشق(مریم خانوم)
یه دوست خوب
دختران اتش
هادی خان
رنگ مهر
بی قرار لبه ساحل
خوش گذشت(نیکا و کیانا)
قاطی پاتی(اقا حسین)
اشکی از جنس شیشه
دوستی پاک حمیدرضا و مریم
پرنسس کوچولو
سروش
خاطرات گل سرخ(بهار جون)
شاه عباس اخوندی
بی تو اما برای تو
شروعی دل انگیز(صبا خوشگله)
مجردیت(اقا بهرنگ و اقا محمد)
تیغ و رگ(داش علی)
عشق یا یه چیزی شبیه عشق(عطیه و فرزانه جون)
فاطمه جون
داداش مهدی
عاشق دل شکسته(بنده ی خدا)
رسم روزگار
حبیبی
زیبای خفته(محسن )
وکیل مدافع شیطان(لیزا)
انفجار هنر
کلبه صداقت(ساسان)
سوار صحرا گرد(محمد)
نوشته های پیشین
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم دی 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
طراح قالب
POWERED BY