سلاممممممممممممممممممممممممممممم
نوشته شده توسط رویا در جمعه دوازدهم تیر 1388 ساعت 0:35 موضوع | لینک ثابت
آرزوی من این است ....
نرود اشک ز چشمان تو هرگز مگر از شوق زیاد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز ..
و
به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی
عاشق آن که تورا میخواهد و به لبخند تو
از خویشتن رها میگرددو
تورا
دوست بدارد به همان اندازه که دلت میخواهد....!!!!![]()
نوشته شده توسط رویا در شنبه دوازدهم بهمن 1387 ساعت 19:45 موضوع | لینک ثابت
سلام دوستاي گلم ....بالاخره
سيخونكمونو با چندتا جمله
قشنگ از بزرگان آپ كردم...
1.عشق آتش است اگر نباشد خانه سرد و تاريك است اما اگر بيجا افتاده
خانه و خانمان را ميسوزاند........(تن)
2.عشق غالبا نوعي عذاب است اما محروم بودن از آن مرگ است.....
.(شكسپير)
3.آن هنگام كه عشق شما را ميخواند از آن پيروي كنيد گرچه راههايش
سخت و پر فراز و نشيب است......(جبران خليل جبران)
4.عشق در زندگي ما از خودمان آغاز ميشود! ما زاده ي عشقيم.(لئيرال)
5.شما حق داريد به نور درخشان عشق كه پيوسته با شماست باز گرديد...
(وين داير)
6.مهد پرورش خرد آغوش عقل نيست!!بلكه دامان عشق است نهال خرد
بايد در كوزه عشق كاشته شود و با آب احساسات آبياري شود(متر لينگ)
نوشته شده توسط رویا در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت 13:12 موضوع | لینک ثابت
۱ خرداد تولد بهترین و زیباترین گل دنیا رو بهش
تبریک میگم....
امیدوارم همیشه تندرست باشی عزیزم(ف.م.م)![]()
![]()

بهار را باور کن
باز کن پنجره ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد...
و بهار
روی هر شاخه کنار هر برگ
شمع روشن کرده است.
همه چلچله ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه جشن اقاقی ها را
گل به دامن کرده ست ......
فریدون مشیری
نوشته شده توسط زهرا در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 14:17 موضوع | لینک ثابت
خواب دیدم خواب آن که مرده ام
خواب دیدم خسته و پژمرده ام
روی من خروار ها از خاک بود
وای قبر من چه وحشتناک بود
تا میان گور رفتم دل گرفت
قبر کن سنگ لحد را گل گرفت
بالش زیر سرم از سنگ بود
غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود
یک ملک گفتا بگو نام تو چیست؟
آن یکی فریاد زد رب تو کیست؟
در میان عمر خود کن جست و جو
کار های زشت و نیکت را بگو
گفتم عمر خود را کردم تباه
نامه اعمال من گشته سیاه
ما که ماموران حق داوریم
اینک تو را به جهنم میبریم
ناگهان الطاف حق آغاز شد
از جنان در های رحمت باز شد
مردی آمد از تبار آسمان
نور پیشانیش فوق کهکشان
بر سرش دستار سبزی بسته بود
در دلم مهرش عجب بنشسته بود
دو ملک سر را به زیر انداختند
بال خود را فرش راهش ساختند
غرق حیرت داشتند این زمزمه
آمده اینجا حسین فاطمه(س)
سوی من آمد مرا شرمنده کرد
مهربانانه به رویم خنده کرد
گفت آزادش کنید این بنده را
خانه آبادش کنید این بنده را
بارها بر من محبت کرده است
سینه اش را وقف هیئت کرده است
با ادب در مجلس ما مینشست
او به عشق من سر خود را شکست
سینه چاک آل زهرا بوده است
چای ریز مجلس ما بوده است
حرمت من را به دنیا پاس داشت
ارتباطی تنگ با عباس داشت
اقتدا به خواهرم زینب نمود
گاه میشد صورتش بهرم کبود
گریه کرده چون برای اکبرم
با خود او را نزد زهرا میبرم
در مرامم نیست او تنها شود
باعث خوشحالی اعدا شود
آری آری هر که پا بست من است
نامه اعمال او دست من است
نوشته شده توسط زهرا در پنجشنبه بیستم دی 1386 ساعت 11:9 موضوع | لینک ثابت
راز عشق را فاش کردم .......
معجزه ی مهرم را انکار کردی.....
چشم های آسمان را به رویت باز کردم............
دیدن خورشید را برایم تار کردی....
تک درخت پشت سراب فقط من بودم و بس اما تو نبودی شاید هم بودی و
ندیدی که تالار بلند قلبم فقط فرش عشق تو را میخواست.واژه های من
همه سبزبودند و من این سبزی را از عشق به نگاهت و گوش سپردن به
صدایت وام گرفته بودم اما اکنون زندگیم را میسپارم به لیلای زندگیت.....
نوشته شده توسط زهرا در سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 9:32 موضوع | لینک ثابت
قفسی باید ساخت
هر چه در دنیا گنجشک و قناری هست
با پرستوها و کبوترها
روزگاریست که پرواز کبوترها در فضا ممنوع است
که چرا به حریم حرم جت ها خصمانه تجاوز شده است!![]()
![]()
نوشته شده توسط رویا در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 ساعت 1:33 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
مسعود جون
عشق عشق لاتی(سعید)
خون گریه(مهران)
سمانه
پسر عاشق
محله ی بنده نواز(اقا میثم)
کلبه ی سکوت(دیانا)
صدتن عشق ( ایدا و نسرین جون)
سال های سبزعاشقی(اقا محمد)
مشق عشق(مریم خانوم)
یه دوست خوب
دختران اتش
هادی خان
رنگ مهر
بی قرار لبه ساحل
خوش گذشت(نیکا و کیانا)
قاطی پاتی(اقا حسین)
اشکی از جنس شیشه
دوستی پاک حمیدرضا و مریم
پرنسس کوچولو
سروش
خاطرات گل سرخ(بهار جون)
شاه عباس اخوندی
بی تو اما برای تو
شروعی دل انگیز(صبا خوشگله)
مجردیت(اقا بهرنگ و اقا محمد)
تیغ و رگ(داش علی)
عشق یا یه چیزی شبیه عشق(عطیه و فرزانه جون)
فاطمه جون
داداش مهدی
عاشق دل شکسته(بنده ی خدا)
رسم روزگار
حبیبی
زیبای خفته(محسن )
وکیل مدافع شیطان(لیزا)
انفجار هنر
کلبه صداقت(ساسان)
سوار صحرا گرد(محمد)
نوشته های پیشین
هفته دوم تیر 1388
هفته دوم بهمن 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم دی 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
طراح قالب
POWERED BY